نقد فیلم

نقد سریال خاتون قسمت 1 تا 7 |نقطه سرسطر؛ وطن!

Once Upon a Time in Iran - ساخته تینا پاکروان

با تماشای قسمت اول سریال خاتون سعی کردم دندان به جگر بگذارم و چیزی نگویم و ننویسم. با اینکه بازی اغراق شده و اشاره های گل درشت به اصطلاح فمینیستی به شدت توی ذوقم زده بود، ولی ترجیح دادم اظهارنظر را موکول کنم به بعدِ تماشای قسمت دوم و سوم و دست بر قضا از این بابت خوشحالم.

خاتون، یک درام تاریخی است به نویسندگی و کارگردانی « تینا پاکروان ». بازیگرانی همچون نگارجواهریان، اشکان خطیبی، شبنم مقدمی و ستاره پسیانی نقش های اصلی آن را برعهده دارند. (جدول کامل عوامل و بازیگران در ادامه مقاله نقد سریال خاتون قرار گرفته)

مدتی بود که منتظر این سریال بودم. لیست بازیگران سریال هم که به مرور مشخص می شد، کنجاوی ام را بیشتر برمی انگیخت. بالاخره انتظارها به سر آمد و چشم ما به جمال خاتون روشن شد.

تریلر این سریال:

 

نقد و بررسی سریال خاتون قسمت اول تا هفتم: دریغ است ایران که ویران شود…

در قسمت اول روایت به آهستگی قدم  برداشت و صرف شناساندن خاتون و شرایط زندگی خصوصی و آدم های اطرافش شد. اتفاق خوبی که معمولاً کمتر در سریال های ایرانی می افتد.

از همان قاب اول میزانسن جذابی ارائه می شود. طراحی دکور، طراحی لباس و لوکیشن، کمی فانتزی اما راضی کننده و چشم نواز است. تقریباً همه چیز خوب است به جز گریم؛ که بیشتر زیباست تا رئال. کافیست آلبوم  های قدیمی خانوادگی تان را ورق بزنید و چهره های بزک کرده ی مادربزرگتان را با میکاپ کاراکترهای سریال مقایسه کنید!

روایت در واقع از قسمت دوم و بسیار هم کوبنده شروع می شود. روایت که چه عرض کنم. جنگ شروع می شود. پای ژانر جنگی هم که به میان بیاید، اهمیت حضور تیم فیلمبرداری حرفه ای صدچندان می شود. و چه امیدوارکننده که نام «هومن بهمنش» در تیتراژ باشد. در قسمت دوم تناسب بین قاب های زیبا و درست با ریتم تند روایت، توانست تأثیرگذاری پلان به پلان سکانس ها را بالاتر ببرد و هر لحظه کار حرفه ای تیم را به رخ مخاطب بکشد.

نقد فیلم خاتون - شبنم مقدمی
گریم شبنم مقدمی در سریال خاتون – در نقش فخرالنسا

تیم بازیگران سریال خاتون (برای مشاهده کلیک کنید)

بازیگرنقشبازیگرنقش
نگار جواهریانخاتون بختیاریاشکان خطیبیشیرزاد ملک
میرسعید مولویانرضا فخارشبنم مقدمیفخرالنسا
بابک حمیدیانکمیسر رجب‌افرضا بهبودیدکتر بوکوفسکی
ستاره پسیانیپروینغزل شاکریفهیمه اکبر
بهناز جعفریرعنافرخ نعمتیسرتیپ آریا
مهران مدیریجهانگیرخان روزبهعاطفه رضویقدرت
پژمان بازغیسرهنگ سنگریمهدی قربانیفرهاد
مهتاب ثروتیماریشاهرخ فروتنیانفریدون خان
محمد شیریمهران غفوریانموسیو
قربان نجفیآرسن میناسیانسروش صحتاخوان
آیدا ماهیانیباربارا کوالسکابهنام شرفیستوان نامجو
پیام دهکردینظربیگبنیامین نوروزیامیرعلی
علی فروتنمحمود اعتمادزادهمجتبی وحیدیآدامیان
کامیار حقییانرضا عباسیگل آقا
داریوش موفققرقیمهرداد فتحینادر
شیرین محسنیگل خانمماریا شلکنواهلنا
پیمان میرزایینصیبمرجان متقی
مجید گیاهچیدیلمیسمانه منیریگلی
فرزاد نه کاخناوسروان یدالله بایندرآرنیکا معابیتینا

سایر عوامل (برای مشاهده کلیک کنید)

کارگردان و نویسندهتینا پاکروان
تهیه‌کنندهعلی اسدزاده
آهنگسازکیهان کلهر
مدیر فیلمبرداریهومن بهمنش
تدوین‌محمد نجاریان
توزیع‌کنندهنماوا

نقطه سرِسطر؛ وطن!

از خلال فرم و محتوای آنچه دیدیم، این چنین برمی آید که پاکروان اینبار با دغدغه ی واژه ای، که این روزها رنگ باخته، یعنی «وطن» پا به میدان گذاشته. حکایت، حکایت «عرق ملی» است و «شرافت». با این تفاوت که که ناخدای این کشتی سکان را نه دست رستمان و سهرابان و آرش ها،که دست زنی از تبار سودابه ها داده است. دستِ«خاتون»

نوک اسلحه ی پاکروان نه فقط به سمت دشمن خارجی که اتفاقاً به سمت خیانت کاران داخلی نیز نشانه رفته. حالا اینکه تا چه حد بتواند در این مقوله بتازد و صادقانه و شجاعانه آنچه در حقیقت بوده و رخ داده و در حال حاضر نیز رخ می دهد به تصویر بکشد، رازی است که با دیدن قسمت های بعد برملا خواهد شد.

فعلاً نمی خواهم ذوق زده از صحنه های جنگی که هنوز سروصدایش بیشتر از  تصاویرش است صحبت کنم، اما آنچه دیدیم و شنیدیم امیدوار کننده بود.

خرده پیرنگ هایی که به مرور ایجاد می شوند و گسترش می یابند و شخصیت هایی که هرکدام به اندازه شناسانده و معرفی می شوند، تا کنون اصلی ترین نقطه قوت سریال خاتون بوده است. چرا که هم ریتم کار را بالا برده اند، هم باعث ارائه ی یک دید کلی و همه جانبه از تمام مسائل اجتماعی آن روزهای ایران می شوند. مسائلی چون اوضاع فرهنگی، سیاسی و اقتصادی.

پاکروان با یک تیم کاملاً حرفه ای و بسیار قدرتمند شروع کرده؛ تا ببینیم چه پیش می آید!

نگار جواهریان
نگار جواهریان در نقش خاتون بختیاری

تحلیل سریال خاتون : یادداشتی بر قسمت پنجم و ششم

مرگ تدریجی یک عشق

هرچیز سطحی و کم عمقی، همواره در خطر نابود شدن است. حتی اگر عشقی به ظاهر پر رنگ و لعاب باشد. کافی است طوفانی بوزد و روزگار آن روی نازیبایش را نشان دهد، آن وقت میبینی که چطور هرچه ریشه نداشت، در آسمان به رقص در خواهد آمد. رقصی از سر سرگشتگی.این مقدمه، خلاصه ای بود از آنچه بین «خاتون» و «شیرزاد» در حال جریان است.

تفاوت های فکری اساسی که بین خاتون و شیرزاد وجود دارد تا مدتها یک دیوار نامرئی بین آنها کشیده که با درایت خاتون و سرخوشی های عاشقانه ی شیرزاد تا قبل از اینکه همه چیز به هم بریزد قابل درک نبوده است اما زمانی که موقعیت حادی پیش آید و در پی آن پای اعتقاداتی چون «آزادی و آزادگی» به میان کشیده شود، همین دیوارهای نامرئی چنان موانع فولادینی می شوند که می توانند هر عشقی را به خط پایان برسانند.

خاتون آزادیخواه است و شیرزاد محافظه کار. همین تفاوت نگاه، نقطه عطف روابط عاطفی و زناشویی این دو را تشکیل می دهد.

شیرزاد شخصیت پیچیده و مرزی ای دارد. از طرفی در خانواده ای بزرگ شده است که ثروت و قدرت و خان و خان زادگی، حرف اول را زده و زیر دست مادری سلطه گر تربیت شده. و از طرفی عاشق زنی روشن فکر، تحصیل کرده و مدرن است. یعنی عقل او یک چیز می گوید و دلش چیز دیگری. این رفت و آمد پاندولی بین عقل و دل، او را در تمام تصمیماتش دچار دوگانگی عجیبی کرده است‌. اینجاست که فرد اگر حقیقتاً قدرتمند نباشد برای فرار از فشار روحی، به مستی روی می آورد. به اوهام. به هرچیزی که برای مدتی هم که شده بر چهره ی حقیقت نقاب بزند و از نظر پنهانش کند. بازیگر چنین کاراکتری هم وظیفه ی سنگینی به عهده خواهد داشت. که اشکان خطیبی تا اینجا توانسته از پس این کار برآید.

نقد و بررسی سریال خاتون
تحلیل و بررسی و نقد خاتون

تکلیف نگار جواهریان اما با خاتون روشن تر است. خاتون در ابتدا بخاطر حفظ زندگی اش درمقابل زورگویی های مادرشوهرش کرنش کرده، اما با از دست دادن فرزند و حس طرد شدگی از سمت همسر، دیگر دلیلی برای تحمل این اوضاع نمی ببند. پس طی یک روند خطی جلو می رود و خود واقعی اش را بروز می دهد. اما شیرزاد هنوز نمی داند متعلق به کدوم گروه است و چه باید بکند. پس قطعاً کار خطیبی سنگین تر است.

بازی نگار جواهریان می تواند دو بازخورد از دوسر طیف داشته باشد. عده ای به شدت بپسندند و عده ای نقطه ضعف اصلی سریال بدانندش. که من بی شک جزو دسته ی اول نیستم. چرا که هم با شخصیت پردازی مشکل دارم هم با بازی اگزجره.
خاتون بیشتر از این که زنی با ویژگی های مثبت یک زن مستقل و آزادیخواه باشد، یک فرد با اختلال شخصیت نمایشی از آب درآمده. دیالوگ های شعاری، ریتم بیش از حد سریع تغییر کاراکتر و بازی اوِراکت، کار دست تیناپاکروان داده است. این همان مشکل اصلی سریال است که از قسمت اول و از صحنه های ابتدایی توی چشم می زد. و گمان هم نمی کنم مرتفع گردد.

اصولاً این بلایی است که دامن گیر اکثر کاراکترهای زن فیلم ها و سریال هایی می شود که توسط کارگردانان زن سینمای ایران ساخته شده اند. اینکه تمام فشارهای روحی و محدودیت های جامعه ای سنتی بر زنان را بخواهی با نقش اول یک سریال یا فیلم نشان دهی، حاصل امر به شدت با کاهش باورپذیری مواجه خواهد شد.

در ادامه یادداشت قسمت 5 و 6: در خاتون فرم و تکنیک حرف اول را می زند!

و اما همچنان برنده ی اصلی سریال هومن بهمنش است و تصاویر دلربایش! حاصل همکاری یک تیم فیلمبرداری کاربلد و دکوپاژ و میزانسن حساب شده ی کارگردان، موجب خلق صحنه ها و سکانس های حرفه ای زیادی در طول سریال شده است. کافی است به صحنه ای از قسمت پنجم سریال دقت کنید تا استفاده ی صحیح از فرم و تکنیک در راستای انتقال محتوا را به نظاره بنشینید:

 

در این قسمت کمیسر رجب اف با بازی خوب « بابک حمیدیان » به صورت پی در پی خبرهای بد و تکان دهنده ای به شیرزاد می دهد و غیرمستقیم او را تهدید می کند. در واقع هر لحظه گویی ضربه ای کاری تر بر تن نیمه جان شیرزاد وارد می کند و شیرزاد مدام در حال پایین کشیده شدن است. حالا به زاویه ی های انگل شدید دوربین برای انتقال حس سقوط از لبه ی پرتگاه، فضای ضدنور آزار دهنده که حاصل قرار گرفتن پنجره در بک گراند تصویر است و موجب تاریک تر شدن چهره ی شیرزاد و برعکس مشخص تر بودن چهره ی رجب اف شده و همین باعث غالب بودن رجب اف در قاب می گردد، یک راهروی باریک که حس خفگان شیرزاد را دو چندان به مخاطب انتقال می دهد، انتخاب یک پالت رنگی بی روح و در نهایت از همه مهمتر، پایین آمدن آنها از راه پله ها که کنایه از همان پایین کشیده شدن شیرزاد و فرو رفتنش در منجلابی است که رجب اف هرلحظه عمیق ترش می کند، همراه با اکت های صحیح اشکان خطیبی که به درستی به میمیک خفیف صورت و به انتقال حس تنها از طریق چشم ها تمرکز کرده، یک سکانس تک پلانی حرفه ای را به نمایش گذاشته اند.

در انتهای همین پلان، در پایین آخرین راه پله با آخرین تلنگر رجب اف، شیرزاد که گویی دیگر توان ادامه ندارد ، ناگهان می ایستد، موسیقی مرموز و کاملاً متناسب با فضا شروع می شود، کمیسر اما با اقتدار پیش می آید و در جایی نزدیک تر به دوربین قرار می گیرد. شیرزاد برعکس برای لحظاتی در فلویی، در عمق پرسپکتیو و در فضای کوچکی از قاب، قرار گرفته. این قاب تسلط کامل رجب اف بر شیرزاد و درماندگی و تحقیر شیرزاد را نشان می دهد. و در پایان یک زوم ملایم و یک مدیوم شات از شیرزاد برای نشان دادن حالت روحی شکننده ی او بهترین حسن ختام برای این سکانس زیبا درنظرگرفته شده است.

اشکان خطیبی
اشکان خطیبی در نقش شیرزاد

مقاله نقد سریال خاتون به صورت همگام با انتشار آخرین قسمت ها به روز رسانی خواهد شد. پس در ادامه پخش این سریال با من همراه باشید و نظرات خود را درباره این سریال در بخش نظرات همین صفحه با من به اشتراک بگذارید.

سایر رسانه ها:

ویکی پدیا IMDB

بخش سوالات متداول (FAQ)

خلاصه داستان سریال خاتون از چه قرار است؟

سریال خاتون بر اساس یک داستان واقعی است که در سال 1320 اتفاق افتاده. داستان این مجموعه حول اتفاقاتی است که برای خانواده ای در زمان اشغال ایران در زمان جنگ جهانی دوم، رقم میخورد....

خاتون از چه پلتفمی پخش میشود؟

سریال خاتون از تاریخ 1400/5/18 از شبکه نمایش خانگی و به صورت اختصاصی از پلتفرم نماوا منتشر میشود.

نوشته های مشابه

15 دیدگاه

  1. تحلیل شما از سریال خاتون بسیار خوب بود. امیدوارم این سریال هم مثل زخم کاری روند خوبی رو داشته باشه. من قبلا فیلمی از تینا پاکروان ندیدم ولی شنیدم که چهره موفقی تو سینما و تلوزیون بوده . تیم سازنده سریال از بازیگرا تا فیلمبردار و موزیسین و همه کاملا حرفه ای و پرسابقه اند.

  2. تحلیل ارائه شده خواندنی بود و جالب و نقطه ضعف فیلم بازی بی روح و کلیشه ای نگار جواهریان هست واقعا بد بازی می کند حتی دیگر رغبتی برای دیدن این سریال ندارم چون واقعا تماما شعاری هست همچنین اون خانم دوستش همینطوری است تنها اشکان خطیبی هست که وزن سنگین سریال می باشه و خوب بازی می کند ای کاش نقش مقابلش نگار نبود
    ر

    1. خوشحالم که پسندید. بله متاسفانه به نظر بنده هم بازی ها از توازن خارج شده است. اینطور حس می شود که هرکسی به دور از فضای کلی کار با میل خودش کاراکترش را رشد می دهد. و این نقد بیشتر به کارگردان است که یکپارچگی بازی ها را مدنظر نداشته اند.

  3. ممنون از نقد شما.
    اولین خواسته سازنده به نظر میرسد سرگرم کنندگی داستان باشد ولی فکر میکنم شاید مخاطبانی مثل من باشند که زمانی رو که برای دیدن این سریال میگذارند به جز سرگرم شدن هدفهای دیگری چون دیدن تصویری تاریخ رو هم ممکنه دنبال کنند. ولی در داستان بار دراماتیک بر بستر تاریخی غلبه کرده است و از واقعیت های تاریخی دور شده. یکیش همین خشونت روسهاست که بنظر نمیرسد واقعیت تاریخی داشته باشه.

    1. ممنون از نگاه و نظر شما دوست عزیز. به نکته ی درستی اشاره کردید. برای بنده هم تردید ایجاد کرده که آیا روس ها واقعا چنین رفتاری در ایران داشتند یا خیر که برای پیدا کردن پاسخ مطالعه و بررسی تاریخ نیاز است. ولی بعید نیس همانطور که بار دراماتیک بیش از حد در حال پررنگ شدن است وقایع تاریخی هم غلو شده باشند.

  4. کپی کردن از سناریو ها و کاراکترهای فیلمهای هالیوودی در سینمای ایران اتفاق جدیدی نیست. ایندفعه‌ یادی شده تر اسکارت اوهارا و ملینی همیلتون در بر بادرفته. خاک بر سرتون که با این همه دشمنی با دنیای غرب ۲۴ ساعت دارین اداشون رو در میارین 😂

  5. سلام. بنده هم معتقدم این سریال حداقل ۴ قسمتی که دیدم مایه تاریخی اش کم است و گویا فقط یک شبح از تاریخ سال ۱۳۲۰ است. البته تا اینجا که دیدم. منم خواستار یک سریال تاریخی بودم تا سریال سرگرمی و درام یا هر چیز دیگری. منم فکر می کنم در زمینه نقش خشن روسها با مردم گیلان کمی اغراق شده. بجز شهادت جمعی از پرسنل نیروی دریایی و سروان شهید بایندر بعید است خیلی سایر بخشهای ارتش جانفشانی کرده باشند و اینقدر بار مقاومت وطن پرستانه آنها هم بعید می نماید. پدر من که خود یک گیلانی است و هنوز هم در قید حیات است و حضور ذهن بسیار خوبی دارد و در دوران اشغال رشت در سالهای دهه بیست و بعدها یک کودک بوده چنین خشونتی از سمت روسها رو بیاد نمی آورد و حتی داستان تصادفش با خودروی روسها و رفتار خوب آنها با مردم عادی رو بیاد داره. البته قصد من تبرئه روسها نیست و من از نقش روسها و خباثتشان در تاریخ این مرز و بوم متنفرم.

    1. سلام و ممنون از مطالبی که فرمودین. درسته انتظار همه بیشتر درام تاریخی بود. بله واقعا بعیده. نباید به بهانه ی دراماتیزه کردن سریال تاریخ رو جور دیگری جلوه داد. اطلاعات مفیدی در اختیار بنده و سایرین قرار دادید .بسیار متشکرم

  6. چرا این بازیگران اینقدر یخ و بیروح بازی میکنند ؟!! نگار جواهریان در تمامی صحنه ها ، یک شکل و یکجور بازی میکنه و حرف میزنه !! مثل رباط !
    چه در خونه ، چه در زندان ، چه وسط جنگ !!
    چه حتی وقتی از بیهوشی بلند شده !!
    بجای اشکان خطیبی باید یک بازیگر درشت هیکل تر انتخاب میکردن ! خطیبی ریزنقشه و هیبت یک نظامی خشن رو نداره
    شبنم مقدمی هم در این سریال خیلی خنثی است
    فقط فرهاد خوب و با احساس بازی میکنه
    و البته بابک حمیدیان هم همینطور

    1. ممنون از نظرتون.
      بله موافقم بازی جواهریان خیلی بی روحه و هیچ تاثیری نمی تونه روی مخاطب بذاره.
      درباره ی جثه ی خطیبی زیاد باهاتون موافق نیستم.
      ولی بازی فرهاد و بابک حمیدیان رو بنده هم بسیار می پسندم.بخصوص فرهاد که کاملا در نقش فرو رفته

    2. سلام نقش بابک حمیدیان بسیار عالی است و گریم خوبش تاثیر و باورپذیری نقشش را تقویت کرده. اشکان خطیبی در ابتدا ضعیف بود ولی بمرور دارد هویت اصلی خودش را پیدا میکند ولی نگار جواهریان بنظرم تا اینجا بزرگترین نقطع ضعف سریال است. زنیکه که قرار است محور داستان باشد و قطعا یک قهرمان بسیار خطی و ضعیف بازی میکند و دیالوگهاش هرچند خوب نوشته شدن اما درنهایت ضعف و سستی و یکنواختی بیان میشن. وقتی این چند قسمت رو دیدم با خودم گفتم بازیگران نقش شهرزاد، بی بی مریم و بانوی عمارت شاید برای این نقش بسیار مناسبتر بودند و نقش را باورپذیرتر میکردند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن مسدودکننده تبلیغات از ما حمایت کنید