نقد فیلم
موضوعات داغ

نقد فیلم بنفشه آفریقایی

فیلمی از مونا زندی حقیقی

بررسی و نقد فیلم بنفشه آفریقایی
بررسی و فیلم بنفشه آفریقایی به کارگرانی مونا زندی حقیقی | african violet

نقد فیلم بنفشه آفریقایی ، داستانِ مواجهه با گذشته

بنفشه آفریقایی دومین ساخته ی مونا زندی حقیقی بعد از سینمایی عصر جمعه، با فاصله ی ده سال می باشد. فیلم درباره زنی میانسال است به نام شکو با بازی فاطمه معتمد آریا، که همراه همسر خود رضا با بازی سعید آقاخانی، زندگی می کند و تصمیم می گیرد از همسر سابق خود فریدون، با بازی رضا بابک در خانه ی رضا مراقبت کند. کشمکش های عاطفی این سه کاراکتر موقعیت های جالب، بکر و به یاد ماندنی فیلم را رقم می زند.

علت طلاق شکو و فریدون مشخص نیست. اما فریدون به فرزندان خود گفته که شکو با رفیق سابقش، رضا،فرار کرده است. همین باعث دلخوری و جدایی فرزندان شکو از او شده است.

پادکست نقد فیلم بنفشه آفریقایی با صدا و قلم وصاله لطیفی :

فریدون و رضا سر میز شام در سینمایی بنفشه آفریقایی
رضا بابک در نقش فریدون و سعید آقاخانی در نقش رضا

برگ برنده ای از جنس میزانسن برای فیلم بنفشه آفریقایی

بنفشه آفریقایی ، حرف های زیادی برای گفتن دارد و خوشبختانه برای مطرح کردن آنها دست به گریبان لحظات دراماتیک اگزجره نشده است. بلکه کارگردان برشی از یک زندگی را، به اندازه و دقیق به تصویر کشیده است.

میزانسن رئالیستی اما دلنشین و آرامش بخش، با استفاده ی درست از رنگ، نور و ارائه ی المان های هوشمندانه، برای انتقال حس درونی جاری در فضای داستان، یکی از نقاط قوت فیلم به شمار می آید.

از حیاطِ خانه ی نوستالژیک پر از ابزار و وسایل رنگرزی گرفته تا بشقاب های گل سرخ روی میزِ غذا خوری و زیر گلدان های بنفشه ی آفریقایی، همه به درستی در القای حس و حال روایت، به خدمت گرفته شده اند.

البته همانقدر که میزانسن کارش را دقیق انجام داده، شخصیت پردازی کاراکترها ایراداتی دارد. و این بخاطر چند نقص اساسی در فیلمنامه است.

نقد فیلم بنفشه آفریقایی
نقد و بررسی بنفشه افریقایی

اگر از ابهامات فیلمنامه کاسته شده بود، ابعاد بیشتری از شخصیت ها بروز داده می شد و مخاطب ارتباط بهتری با آنها برقرار می کرد.برای مثال تکلیف رفاقت رضا و فریدون مشخص نیست. آنها تفاوت سنی زیادی دارند و در زمان کنونی داستان نیز طوری رفتار می کنند که گویی اولین بار است همدیگر را می بینند.

یا نزدیک شدن به شخصیت فریدون تقریبا کار غیر ممکنی است. ما هیچ چیز از گذشته ی او نمی دانیم. در فیلمنامه هیچ گریزی به آنچه که فریدون چه بوده و چرا شکو از او جدا شده زده نشده است.

گاهی در فیلمنامه ای نیاز نداریم به گذشته ی کاراکترها سر بزنیم.یا حتی فیلمنامه ایجاب می کند این امر مخفی بماند.اما در بنفشه ی آفریقایی ، ندانستن گذشته ی فریدون باعث اختلال در برقراری ارتباط با او شده است. این ایرادات به شخصیت پردازی رضا و تا حدودی به خود شکو هم وارد است.
مخاطب در حال تماشای یک مرحله ی گذر از زندگی کاراکترهاست. پس باید بداند آنها از چه چیز عبور خواهند کرد تا به چیز دیگری برسند. در چنین موقعیت هایی، ارائه نکردن شناسه هایی از گذشته ي افراد این پروسه را مختل می کند.

همین امر از ورود به لایه های عمیق ترِ روانشناسانه ی موقعیت ایجاد شده جلوگیری کرده است. یعنی دقیقا آنچه قصد کارگردان از به تصویر کشیدن چنین موقعیت داستانی بوده است، نادیده گرفته شده.

ایده ی بکر و پرورانده شده

قسمتی از فیلم بنفشه آفریقایی به همراه نقد فیلم

سکانس بازی تخته نرد رضا و فریدون در فیلم بنفشه آفریقایی ساخته ی مونا زندی

https://player.arvancloud.com/index.html?config=https://vesaleh.arvanvod.com/9egn9PJE0V/aZAMnYg6xo/origin_config.json

فیلم اما ایده ی اولیه ی بکری دارد. می توان تا آخرین دقایق، کنجکاوانه به چهره ی فریدون و رضا خیره شد و در کمینِ تماشای کنش ها و واکنش هایشان بود. شکستن چنین تابویی، هر ذهنی را منتظر اتفاقات غیرقابل پیش بینی نگاه می دارد. که فیلمنامه از این نظر توانسته مخاطب را راضی کرده و خیالش را راحت کند که هر اتفاقی که می توانست رخ دهد، رخ داد و نیازی به عکس العمل بیشتر نه از سوی رضا، نه فریدون و نه شکو نبوده است.

عبوری به رنگ پاییز !

فیلم با نمایی از نزدیک شکو در میان نخ های زرد و قرمز رنگرزی شده توسط خودش شروع می شود. بغضی تلخ در چهره ی شکو پیداست. سپس وارد جاده ای پر پیچ و خم پاییزی می شویم. چنین شروع پاییزی ناخودآگاه ذهن یک فیلم بین را به یاد افتتاحیه ی سوناتِ پاییزی برگمان می اندازد.

تصویر سوپ دادن شکو به فریدون
شکو و فریدون در قابی از فیلم سینمایی بنفشه آفریقایی

آنجا نیز فردی از گذشته ای دور می آید و مهمان چند روزه می شود و می رود.اما آنچه برجا می ماند همان واقعیتی است که با گذر این پاییز ها آسیب نمی بیند. شاید در خوابی زمستانی برود، اما چون ریشه های محکمی دوانده، از دست برد این خزان در امان می ماند.

رضا و شکو عاشق هم اند.پس آیا گذشته ی یکی از آنها می تواند این عشق را نابود کند؟ می تواند نگاهشان نسبت به همدیگر را تغییر دهد؟ آیا اصلا مهم است چه چیز در گذشته ی افراد بوده وقتی آنچه اکنون وجود دارد همان چیزی است که باید باشد؟ زیبا، رضایت بخش و کافی. فریدون با ورودش به خانه، ناخواسته این عشق را در ورطه ی آزمایش قرار می دهد.گاهی ریسمان رابطه ی بین رضا و بنفشه به سمت سستی می رود،گاهی به سمت گم شدن سر کلاف؛ اما نهایتا آنها به درک عمیق تری از همدیگر می رسند.

گذشت و مهمان نوازی رضا و اهمیتش به خواست شکو، بیش از پیش او را در چشم شکو عزیزتر کرد.شکو با رویایی دوباره با فریدون توانست با گذشته اش آن طور که هست کنار بیاید، نه آنگونه که خودش دست به رنگ آمیزی اش زده باشد.

و فریدون مهمان ناگهانی این خانه ی امن، دوباره شوق به زندگی یافت، گرچه کمی دیر.او با دروغی که در مورد شکو به فرزندانش گفته بود از آنها موجوداتی سنگدل، کینه ای و بدبین ساخته بود. انسان هایی که توان درک شرایط زیست طرف مقابلشان را نداشتند. حالا همان فرزندان با خود فریدون نیز این گونه رفتار کردند؛ چون به این شیوه تربیت شده بودند. و نهایتا باعث از بین رفتن خودش نیز شدند.

رضا بابک در نقش فریدون - نقد فیلم بنفشه آفریقایی
شکستن غرور فریدون

ضعفِ رقیب، از تلاطم مبارزه می کاهد

شکو با رضایت رضا، فریدون را آورده است.اما رضا با ورود فریدون دچار شک می شود.بخصوص وقتی خود را در خطرِ مورد قضاوت دیگران قرار گرفتن، می یابد.

از این جای داستان تنش بین رضا و شکو افزایش می یابد.اما با اتفاقی که برای فریدون می افتد و باعث شکستن غرور فریدون می شود، رضا به عنوان یک مرد با او هم ذات پنداری می کند و حسادت جایش را به ترحم می دهد.ترحمی همراه با انسانیت.
باید گفت رضا بابک و سعید آقاخانی از پس این سکانس به یادماندنی برآمده اند.و همه چیز برای انتقال حس وضعیت دراماتیک ایجاد شده، مناسب چیده شده است.

شکو و فریدون در فیلم بنفشه آفریقایی
شکو و فریدون در ایوان خانه

این بوی دود چیه؟!

سوزاندن تشک در انتهای این سکانس، و از بین بردن خرابکاری فریدون توسط رضا، استعاره ی جالبی را ایجاد کرده است. استعاره ی خاطرات تلخ شکواز زندگی با فریدون، که رضا سعی در از بین بردنشان دارد. هرچند ناشیانه. برای رضا قبول اینکه گذشته را نمی شود از بین برد و نمی شود سوزاند، تنها باید آن را کنار گذاشت و به زندگی ادامه داد، کمی سخت است. اما در نهایت متوجه می شود که اگر حتی گذشته را به طور کامل بسوزاند باز هم بوی دود خواهد ماند. اما این اثرات پراکنده ی باقی مانده نمی تواند تهدیدی برای خوشبختی امروز او باشد.

شکو و فریدون
گذشته زبان می گشاید!

گذشته زبان می گشاید

فریدون از روی غرور و عصبانیت با هیچ کس صحبت نمی کند. اما حالا که غرور و آن حصار نامرئی که دور خود کشیده بود شکسته، دلیلی برای سکوت نمانده است. حالا دیگر زمان صحبت شکو و فریدون شده. فریدون از شک می پرسد چرا او را پیش خودش آورده. شکو پاسخ می دهد:«آوردیم بکشیمت…». این جمله ی به ظاهر از سر شوخی وکنایه، شاید علت اصلی گریز زدن انسان ها به گذشته شان است. حتی گاهی گذشته می خواهد ما را رها کند، اما ما مانعش می شویم.

ما همه، خاطراتی را در گذشته جا گذاشته ایم که نه جرات مواجهه با آنها را داریم و نه توان از یاد بردنشان را. اما چه تلخ چه شیرین، این نگاهِ به عقب، می تواند آبی بر روی آتش زیر خاکسترِ روح و روانمان بشود.

شاید باید رخت بست و چند دقیقه ای به گذشته سفر کرد.به ایوان رفت. زیر باران نشست. و کوچه را تماشا کرد. با آن لحظات، نزدیک که نه، یکی شد. سپس با کمی صداقت با خود می توان فهمید کدام بخش از وجودمان در گذشته جا مانده که چنین بی تابی می کنیم.

شکو
شکو با بازی فاطمه معتمدآریا

شکو به دلیلی نامعلوم از خیابان زندگی فریدون گذشته بود.و فریدون برای پایان دادن به بازی، تصمیم به کشتن او در ذهن خود و فرزندانش گرفت.چون اعتقاد داشت شکو او را در بد موقعی رها کرده بود.این گلایه ها باید به زبان می آمد.این زخم کهنه باید دهان باز می کرد تا درمان شود.

اما به هرحال شکو کاری را انجام داده که اعتقاد داشته درست بوده است. توصیه ای که به فرشته نیز می کند.و فرشته با مواجهه با این برحه ی زمانی از زندگی شکو، برای زندگی اش تصمیم می گیرد.

سایه رضا و شکو - نقد فیلم بنفشه آفریقایی
سایه رضا و شکو روی دیوار

شکو در زندگی اش با رضا، اهل کم آوردن نیست.پا به پای او کار می کند.وقتی رضا قهر می کند(که گویا تعدادش هم زیاد بوده)،این شکو است که پا پیش می گذارد و آشتی می کند.اما چون گذشته ی شکو و فریدون در ابهام است، ما نمی توانیم تشخیص دهیم که آیا شکو در زندگی اش با فریدون نیز همچین زنی بوده یا خیر؟

این همان نکته است که لزوم آگاهی مخاطب از اختلاف فریدون و شکو را مشخص می کند.چون تکلیف مخاطب مشخص نیست که آیا تفاوتی در شکو ایجاد شده است یا نه؟

آیا شکو به خاطر علاقه ی زیادش به رضا نمی خواهد مثل ازدواج قبلی اش کم بیاورد و پا پس بکشد یا در ازدواج قبلی هم اینگونه بوده ولی اختلافاتشان با فریدون عمیق تر بوده است و دیگر آن زندگی قابل تحمل نبوده؟!

«…به سن و سال من که برسی فقط به داشته هات فکر می کنی..»

به هرحال باید قبول کرد، گاهی مرز بسیار باریکی بین دوست داشتن و دوست نداشتن انسانی وجود دارد.و درست و غلط تشخیص دادن این مرز است که سرنوشت روابط انسانی ما را تعیین می کند.شاید این همان شک و تردید اولیه ی شکو در نمای آغازین فیلم بود.آیا او عذاب وجدان دارد؟ آیا هنوز علاقه ای باقی است؟ یا فقط ترحم و دلسوزی؟

خنده سعید آقاخانی و فاطمه معتمد آریا
خنده رضا و شکو | نقد فیلم بنفشه آفریقایی

اما در نهایت آنچه اهمیت دارد حسی است که بین رضا و شکو جاری است،حسی فراتر از یک علاقه ی معمولی. آنها شیفته ی هم اند. و تا آخرین لحظه، هیچ طوفانی قدرت جدا کردن آنها از همدیگر را نمی یابد.

حسی که شاید شکو هیچ وقت آن را در کنار فریدون تجربه نکرده بود. یا شاید تجربه کرده بود، اما قدرش را نداسته بود.مهم این است که او این بار تمام حواسش را جمع کرده که در زندگی اش با رضا آن را از دست ندهد.

” امیدوارم از نقد فیلم بنفشه آفریقایی لذت برده باشید. و دعوتتون می کنم تا نظرات و نقدتون نسبت به فیلم یا این مقاله در کامنت ها با من در اشتراک بگذارید”

موزیک ویدیو تیتراژ پایانی فیلم بنفشه آفریقایی (دنگ شو)

 

شناسنامه فیلم بنفشه آفریقایی

کارگردان مونا زندی حقیقی
تهیه‌کننده علیرضا شجاع نوری
نویسنده حمیدرضا بابابیگی
بازیگران فاطمه معتمدآریا

سعید آقاخانی
رضا بابک
ندا جبرائیلی
مهدی حسینی نیا
رویا جاویدنیا
مریم شیرازی

موسیقی پیمان یزدانیان
فیلم‌بردار فرهاد صبا
تدوین‌گر بهرام دهقانی
توزیع‌کننده فیلیمو و نماوا (اکران آنلاین)
تاریخ‌های انتشار ۱۱ شهریور ۱۳۹۹ (اکران آنلاین)
مدت زمان ۹۳ دقیقه
کشور ایران
زبان فارسی

صفحه ی این فیلم در ویکی پدیا

imdb rotten tomatoes

جوایز این فیلم در جشنواره فیلم فجر ( جشنواره فجر 99 )

بخش نامزد نتیجه
بهترین بازیگر نقش اول زن فاطمه معتمدآریا نامزدشده
بهترین موسیقی متن پیمان یزدانیان نامزدشده

نوشته های مشابه

2 دیدگاه

  1. چقدر جای اینجور فیلمها تو سینمای ما کمه که بگه آقا هر زن و مردی فقط بخاطر هوس کنار هم نیستن.کاش اینو بفهمیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن مسدودکننده تبلیغات از ما حمایت کنید