نقد فیلم

نقد فیلم روزی روزگاری آبادان

Once Upon a Time in Abadan - فیلمی از حمیدرضا آذرنگ

وصاله لطیفی

بررسی و نقد فیلم روزی روزگاری آبادان

 

جوایز فیلم روزی روزگاری آبادان: ( 1 سیمرغ )

برنده سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه

 

نقد و بررسی فیلم روزی روزگاری آبادان
نقد فیلم روزی روزگاری آبادان

پادکست نقد فیلم روزی روزگاری آبادان با صدا و قلم وصاله لطیفی :

مگر فرقی هم می کند موشک ها به کجا اصابت کنند؟

سینمایی«روزی روزگاری آبادان»، اولین تجربه سینمایی حمیدرضا آذرنگ، بازیگر باتجربه ی تئاتر و سینما،  در مقام کارگردان می باشد که به بخش سودای سیمرغ سی و نهمین جشنواره ی فیلم فجر راه یافت. مسعودسلامی و سپیده عبدالوهاب، مدیر فیلمبرداری و تدوین گر صاحب نام اثر هستند.

محسن تنابنده ، فاطمه معتمد آریا ، الهام شفیعی، هیراد آذرنگ، سهیل جمالی و امیرحسین ابراهیمی گروه بازیگران فیلم را تشکیل می دهند. داستان فیلم حول محور خانواده ای ساکن آبادان که در سال ۲۰۰۳ میلادی یعنی زمان حمله ی نظامی آمریکا به عراق زندگی می کنند و بی خبر از همه جا در حال تدارک تشریفات شب عیدند می گردد.

از کلیشه تا ایده ای بکر

خانواده ای با مشکلات رایج در اکثر خانواده های ایرانی، مانند اختلاف نظر و اختلاف سلیقه های نسل قبل و بعد، مشکلات جوانان و نوجوان از جمله بیکاری و مسأله ی اعتیاد یکی از اعضای خانواده.البته به مقوله ی اعتیاد بسیار کم رنگ تر پرداخته شده است.و مخاطب بیشتر شاهد تأثیرات این مشکلِ به ظاهر پنهان، بر روابط بین اعضای خانواده می پردازد.

شاید در ابتدا ایده ی فیلم بسیار تکراری به نظر برسد، اما نویسنده با یک نوع ابتکار و خلاقیتِ سورئال، فیلم را از این دام نجات داده است.طنز به کار گرفته شده در متن،که در همان بخش سورئال نمود بیشتری دارد نیز لحظات به یادماندنی فیلم را رقم می زنند.

نقطه ی قوت فیلم، ایده بکر فیلمنامه می باشد که  البته مربوط به سالها پیش است و توسط خود آذرنگ در قالب نمایشنامه ای به روی صحنه رفته است.آذرنگ با هوشمندی جهانی استعاری برای مخاطب به تصویر می کشد و در آنجا با استفاده از نمادها و تمثیل هایی که برای هر مخاطب ایرانی آشناست دغدغه های ذهنی اش را بیان می کند.البته نقطه ی اوج داستان کمی دیر شروع می شود و زود هم به پایان می رسد. و پایان جمع و جوری هم ندارد و هرچه به انتهای فیلم نزدیکتر می شویم فیلمنامه انسجام خود را بیشتر از دست می دهد.

نقد فیلم روزی روزگاری آبادان - بازیگران فیلم
محسن تنابنده و فاطمه معتمد آریا
مشاهده صفحه اختصاصی جشنواره فجر 99به همراه تیزر فیلم روزی روزگاری آبادان

سهیل دانش اشراقی در سی ونهمین جشنواره فیلم فجر ، برنده ی سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه برای فیلم روزی روزگاری آبادان شد.

بازی بازیگران از نقاط قوت فیلم روزی روزگاری آبادان

یکی از نکات بارز فیلم بازی بسیار خوب فاطمه معتمدآریا در نقش«خیری» است که در بسیاری از مواقع، چه در ابتدای فیلم و چه در بخش دوم،بیشتر بار جذابیت صحنه را به دوش می کشد.

محسن تنابنده نیز احتمالأ تا سال ها سایه ی «نقی معمولی» بر بازی هایش سنگینی خواهد کرد اما به هر حال او بازیگری نیست که بشود به راحتی در قاب تصویر از او چشم برداشت.وهچنین الهام شفیعی دختر نوجوان خانواده نیز در اولین نقش آفرینی خود بازی بسیار قابل قبولی ارائه می دهد و ادامه ی حضورش در قاب های سینما را تا حدود زیادی تثبیت می کند.

از این قسمت خطر اسپویل فیلم وجود دارد.پس اگر فیلم را ندیده اید، تنها بخش انتهایی مقاله را مطالعه فرمایید

زمانی که جهان داستان شکل می گیرد فارغ از اینکه آن جهان رئال باشد یا سورئال، دارای قوانین نانوشته ی مخصوص خود می گردد.چرا که داستان را در نهایت مجموعه ای از روابط علی و معلولی پیش می برند.با این مقدمه وارد جهان سورئال نویسنده که همان رویا و خواب خیری است می شویم.

رویا شروع شوکه کننده ی خوبی دارد و برای چند دقیقه تماشاگر را میخکوب می کند.کمی بعد متوجه می شویم که موشکی که قرار بوده سر مردم عراق بیفتد با یک اشتباه محاسباتی در نقشه، به سقف خانه ی این خانواده ی آبادانی خورده است.موشکی که در سالهای نه چندان دور نه به اشتباه که بسیار محاسبه شده مردم همین شهر را آواره و بی خانمان کرد.قبل از اصابت موشک و دیدن رویا توسط خیری، مصیب و بقیه که خبر حمله آمریکا به عراق را می شنوند اظهار می کنند که این حق مردم عراق است و آنها باید تقاص هشت سال جنگ تحمیلی را بدهند.

شاید مخاطب نیز ته دلش  تا حدودی با این نظراعضای خانواده موافق باشد.که به ناگاه ورق برمی گردد و آن تکه آهن بر سر خودشان فرود می آید.آن هم به اشتباه.موشک به راحتی به حریم خانواده نفوذ می کندوزبان آنها را می فهمد و با آنها ارتباط برقرار می کند.قسمت جالب ماجرا وقتی است که موشک ادعا می کند از برخورد خودش با  سقف آن خانه متأسف است و قرار بوده به جای دیگری اصابت کند.اما از اصابت خود به هدف اصلی هیچ تأسفی ندارد.سپس شروع به معذرت خواهی می کند.

نقد و بررسی کامل فیلم روزی روزگاری آبادان
فاطمه معتمد آریا و محسن تنابنده در فیلم روزی روزگاری آبادان

عذرخواهی سقف می شه واسه خونه ی ما؟!

با معذرت خواهی موشک ابعاد جدیدی از داستان فیلم ارائه می شود.از این نقطه به بعد دیالوگ هایی که گفته می شوند بسیار به گوش مخاطب آشناست.موشکی شلیک شده است.از کجا و توسط چه کسی و به چه علتی، مشخص نیست.فقط ادعا می کند یک خطای محاسباتی رخ داده است.خطای محاسباتی که خانواده ای را به خاک و خون می کشد و در قبالش تنها یک معذرت خواهی ساده می کند.

صدای خیری از معذرت خواهی  تکه آهن درمی آید و می گوید عذرخواهی او برایش سقف خانه نمی شود.ولی خب موش« بی صاحاب» که حرف حالی اش نمی شود.پیش آمده و به جایی برخورد کرده است دیگر!

برگردیم به خانواده ی پنج نفره ی آبادانی مان. که تا قبل از اصابت موشک هر کدام درگیر مشکلات خودشان بودند.همه را نوعی خودخواهی و غرور فرا گرفته بود.پدر که از خماری دمار از روزگار بقیه درآورده بود.پسر که هوای عشق و عاشقی به سرش زده بود و با معشوق قرار می گذاشت و قلک برادر کوچکش را می شکست تا برای معشوقش کادو بخرد.اما همین برادر در مقابل خواهر کوچکش سینه سپر می کرد که حق خارج شدن از خانه را ندارد و نامه ی محبوب دختر را به زور از دستش می گیرد.در این میان خیری، مادر خانواده نیز کم آورده است و قصد دارد آن خانه و آن همه آشوب را رها کند به امان خدا و برود و طلاق بگیرد.همه ی اعضای خانواده گویی به زورهمدیگررا تحمل می کنند.

موشک که به سقف خانه برخورد می کند ناگهان همه دنیای خارج از خانه را فراموش می کنند.ناگهان تنها خانه می ماند و خانواده.دیگر نه مادر به خانه ی برادرش، نه مصیب به ابوسعید، نه پسر و دختر به عشق و عاشقی شان و نه حتی پسر کوچکتر به مداد و پاک کن بودار فکر نمی کنند.بدتر آنکه وقتی با آن تلفنی که گاهی وصل است و گاهی قطع با جهان بیرون خانه مرتبط می شوند متوجه می شوند آنها نیز همه به فکر خودشانند.آنها دارند برای خودشان زندگی می کنند و هیچ کس قرار نیست کاسه ی داغ تر از آش شود و به داد این خانه و کاشانه برسد.آن ها خود باید چاره ای بیندیشند.در درون همین کاشانه!

در این میان پسر که جوان تراست و پر شروشورتر هوای مقابله به سرش می زند.فریاد می زند که باید جنگید.باید کاری کرد.اما پدر که ضعیف تر است نمی تواند.او به قول خودش سنکوب کرده است و ترس وجودش را گرفته.تا جایی که وقتی دختر که ترجمه های اشتباه از حرفهای موشک می کند و می گوید موشک می خواهد که پدر زیر آن بایستد، مصیب از پسرش می خواهد این کار را به جای او انجام دهد که مادر مانع می شود.

در این میان تنها کسی که می تواند دست و پا شکسته با موشک ارتباط برقرار کند و تا دقایقی قهرمان داستان شودهمان دختری است که تا چند لحظه پیش مدام در حال سرکوب شدن توسط سایر اعضای خانواده به خصوص پدر و برادر بود.حالا نه داد و هوارهای پدر نه زور بازوی برادر به کار نمی آمد. پسر کوچکتر که شاهد این ماجراست تصمیم می گیرد مانند خواهر بزرگترش زبان یاد بگیرد و او را به جای برادر و پدرش الگوی خود قرار می دهد.

اعضای خانواده حالا دیگر فقط به سلامت جان یکدیگر اهمیت می دهند و اوج آن را می توان در صحنه ای جایی که موشک از آنها می خواهد یکی بماند و بقیه بروند، شاهدیم.گویی آنها تازه همدیگر را یافته اند.

پوستر فیلم روزی روزگاری آبادان
نقد فیلم روزی روزگاری آبادان

 

پایان خطر اسپویل

ایده ی اولیه فیلم جالب و بکر است.و این خود نکته ی مثبتی است در این آشفته بازار ملودرام های اجتماعی.اما فیلمنامه چندان بی نقص نیست.با توجه به مقدمه ای که بیان شد،نقاط مبهمی هم در داستان وجود دارد. و البته پایانی که اصلأ در حد و اندازه ی قسمت های قبلی فیلمنامه نیست.و گویی حاصل نوعی تعجیل است.

کارگردانی برخی صحنه ها به ویژه صحنه های دراماتیک،با کمی افت و خیز همراه می شود.و فیلمساز می توانست بسیار بیشتر از ظرفیت های فیلمنامه اش استفاده کند.و بیشتر بازی بازیگران صحنه ها را به پیش می برد.که خب البته با توجه به اولین تجربه ی کارگردانی حمید آذرنگ در قاب سینما، این مسأله زیاد دور از ذهن نبود.

البته همین که به عنوان کارگردانی که از تئاتر آمده، سعی نکرده است به هرزور و ضربی به مخاطب بفهماند که سینما بلد است و در یک و نیم ساعت به تمام فیلم های تاریخ سینما ادای دین نکرده است، جای شکرش باقی است!نگرانی که در ابتدا، با شنیدن نام «روزی روزگاری آبادان»به ذهن سینه فیل ها خطور می کند.

در هر حال آنچه از فیلم آذرنگ خاطره ی خوبی به جای می گذارد،در کنار بازی و گریم خوب بازیگرانش به ویژه فاطمه معتمدآریا، «ضدجنگ» بودن فیلم اوست.موشک ها در دنیایی که آدم ها روی نقشه تنها چند میلی متر با هم فاصله دارند،به هرجا که می خواهند اصابت کنند؛این چیزی از شومی و نکبت آن ها کم نمی کند.هیچ انسانی لایق آوار شدن سقف خانه اش نیست.حال چه به عمد و چه توسط خطای انسانی!

نقد فیلم روزی روزگاری آبادان در رسانه های دیگر

ویجیاتو

شناسنامه فیلم:

کارگردانحمیدرضا آذرنگ
تهیه کنندهعبدالله اسکندری
علی اوجی
نویسندهحمیدرضا آذرنگ
بازیگرانفاطمه معتمدآریا- محسن تنابنده - الهام شفیعی - هیراد آذرنگ - سهیل جمالی - امیرحسین ابراهیمی
موسیقی
فیلم بردارحسام ناصری
تدوینمسعود سلامی
زبانسپیده عبدالوهاب

نقد فیلم بنفشه آفریقایی

نقد فیلم مامان

نقد و بررسی فیلم یدو

به این مقاله امتیاز دهید!

نوشته های مشابه

8 دیدگاه

  1. واقعا فیلم روزی روزگاری آبادان حمید رضا آذرنگ رو دوست داشتم.
    به نظرم نقد و بررسی شما هم روی این فیلم عالی و کامله

  2. برام عجیبه که چقدر سریع این مقاله های خوب نقد فیلم رو خیلی کامل و حتی با پادکست تولید کردین و این نشون میده که چقدر شما توی حرفه ی خودتون جدی هستین و تحسین بر انگیزه.
    نقد فیلم روزی روزگاری آبادان رو مطالعه کردم. کامل و دقیق بود و بسیار به دل نشست و باعث خوشحالی من است که مقاله های شما را به دوستان و دانشجویان خودم معرفی کنم.
    موفق باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن مسدودکننده تبلیغات از ما حمایت کنید