نقد فیلم

نقد فیلم لتیان

فیلمی از علی تیموری

بررسی و نقد فیلم لتیان

سینمایی « لتیان » به نویسندگی « اکتای براهنی » فرزند رضا براهنی، شاعر ایرانی ، وبه کارگردانی « علی تیموری » محصول سال ۱۳۹۷ می باشد؛ اکتای براهنی در سال ۱۳۹۵ سینمایی « پل خواب » را نویسندگی و کار گردانی کرده است.علی تیموری نیز با سینمایی « لتیان » اولین تجربه ی کارگردانی خود را پشت سر گذاشت. وی قبل تر به عنوان دستیار کارگردان  در سینمایی «برف روی کاج» با پیمان معادی فعالیت داشته است.

بررسی و نقد فیلم لتیان
تحلیل و نقد فیلم لتیان به کارگردانی علی تیموری

«سلما» با بازی پریناز ایزدیار ، «طاها» با بازی امیر جدیدی، «مانی» با بازی علیرضا ثانی فر، «یاسی» با بازی سارا بهرامی ، «مریم» با بازی ستاره پسیانی ، «رضا» با بازی حسن معجونی و «امید» با بازی امین طاهری ِنوجوان، شخصیت های فیلم را تشکیل می دهند.

پادکست نقد فیلم لتیان با صدا و قلم وصاله لطیفی : (همراه با موسیقی متن فیلم)

 

در توضیح فیلم آمده است:«لتیان یک سد است.سدی برروابط انسانی.رودخانه های روابط پشت سدی ایستاده اند و راه بن بست است.یک نفر می خواهد این سد را بشکند، اما خوب می داند که شکستن سد به این آسانی نیست.شهر خراب خواهد شد.تکلیف چیست؟»

از همین توضیح می شود حدس زد که به تماشای  یکی دیگر از فیلم های رایج با سوژه های تکراری سینمای ایران خواهیم نشست.فیلمی که اساسش روابط انسانی شخصیت ها و فراز و فرود آن روابط  در طی یک داستان اجتماعی است.

نقد و بررسی فیلم لتیان
امیر جدیدی – نقد فیلم لتیان

رودخانه ای کم عمق از دلایل سطحی

سلما قصد دارد با طاها پسر آقازاده ای ثروتمند که دچار اختلالات روحی به ویژه پارانویا است، ازدواج کند. اما در طی سفری که قرار است یک دورهمی ساده در ویلای لواسان ِمریم باشد، مانی با همراهی یاسی، با سلما و طاها روبه رو می شود. و این روبه رویی این دورهمی ظاهرا دوستانه را به یک فاجعه تبدیل  می کند.نکته ی قابل ذکر اینکه، لتیان باوجود ایده ی اولیه تکراری اش، داستان دارد، گره و بحران دارد، و حتی گره گشایی هم دارد. اما آنچه باعث شده اثر خوب از آب درنیاید، این است که دلایل و انگیزه های ایجاد این بحران ها و گره ها، سطحی و آبکی اند. و ذهن مخاطب در طول فیلم درگیر سوالات بی جواب بسیاری می شود. چرا یاسی دست مانی را می گیرد و می آورد به مسافرتی که همسر سابقش سلما، با نامزدش، در آن حضور خواهند داشت، به این دلیل که مانی سلما و نامزدش را ببیند و از سلما دل بکند؟ واصلا چه لزومی دارد مانی برای تصور عشق احتمالی سلما و طاها، حضور فیزیکی داشته باشد؟ این چه نقشه ی ساده لوحانه ای است که مریم برای رسیدن به وصال ِمانی کشیده است؟ آن هم مانی که نماینده ی قشر روشن فکر و اروپا دیده در نظر گرفته شده.

پریناز ایزدیار
پریناز ایزدیار در نقش سلما

از طرفی مانی خود نیز خواستار این ملاقات است.زیرا اصرار دارد با سلما حرف بزند و احتمالا حرفای مهمی هم بگوید. نکته ی آزار دهنده این است که در طول چند روز مسافرت، مدام اذعان دارد که باید با سلما حرف بزند اما به طرز مبهمی این کار را نمی کند.بالاخره موعد این حرف زدن بعد از کلی کش و قوس فرا می رسد و مانی به سلما می گوید با این مرد ازدواج نکند. و اینکه هنوز عاشق اوست. این را که همان روز اول هم می توانست با سلما درمیان بگذارد.دلیل این همه تعلل چه بود؟

اما خود مانی کیست؟چه گذشته ای با سلما دارد؟پاسخ این سوال خیلی دیر داده می شود. آن هم در غالب یک مونولوگ در زمانی نامناسب، از زبان سلما. آنقدر دیر که مخاطب دیگر خودش همه چیز را حدس زده است و سوال از دهن افتاده.و حالا مخاطب منتظر اتفاقات مهم دیگر است. و همین باعث دراماتیزه نشدن گذشته ی تلخ سلما و نگذاشتن تاثیر لازم بر حس مخاطب است.

در واقع لتیان ضربه ی اصلی را از داستان کلیشه ای اش نخورده، بلکه بیشتر از فرم اجرای داستان  لطمه خورده است. رابطه ی قبلی سلما و مانی در طول داستان(نه توسط مونولوگ سلما) و خیلی زودتر می توانست مطرح شود تا در ادامه، مخاطب به تماشای موقعیت پیچیده ای که سلما در آن گیر می افتد بنشیند.

فیلم های جشنواره فجر 99

 

شخصیت پردازی اشتباه

ضعف دیگر فیلم شخصیت پردازی ناقص کاراکترها به ویژه درباره ی سلما و مانی است.این دو چطور با داشتن چنان گذشته ی تلخی هنوز به هم فکر می کنند؟ مانی چرا بعد این همه مدت یادش افتاده نگران سلما شود؟ چرا روزی که آن اتفاقات وحشتناک را برای سلما رقم می زد تا این حد نگرانش نبود؟ در ضمن فیلمنامه دلیل قانع کننده ای نیز برای این تغییر صدوهشتاد درجه ای  مانی ارائه نداده است.جز اینکه خودش می گوید، حالا فهمیده چه چیزی را از دست داده است.خب سوال همین است.چرا و چطور فهمیده. و بدتر از آن  این که آمده تا برای سلما تعیین تکلیف هم بکند.در صورتی که با توجه به زندگی سخت و فشارهای روحی سلما، آخرین فردی که می تواند اجازه ی راهنمایی کردن سلما را داشته باشد، مانی است.

سارا بهرامی
سارا بهرامی در نقش یاسی – نقد فیلم لتیان

انفعال کلافه کننده ی نقش اول داستان

نقش اول فیلم، سلما، به طور مطلق،منفعل است.نه توانایی تصمیم گیری دارد.نه توانایی انتخاب. و نه توانایی تاثیر گذاشتن بر دیگر شخصیت ها؛ به خصوص طاها و مانی. شاید بهترین دیالوگ فیلم همان دیالوگ ستاره پسیانی(مریم) رو به سلما است که می گوید:« تقصیر خودتم هست دیگه.این وسط معلوم نیست چه کاره ای.».که تا آخرهم واقعا معلوم نشد چه در سر سلما می گذرد.آیا او واقعا هنوز به مانی علاقه داشت؟ اما در مونولگش اثری ازعشق نبود. آیا او عاشق طاهاست؟ پس چرا به هیچ وجه از او در مقابل دیگران دفاع نمی کند. آیا او از هر دو مرد متنفر است؟ که باید گفت این می توانست منطقی ترین فرض باشد. اما مشکل اینجاست که رفتار سلما به هیچ وجه رفتارزنی نیست که از آن دو مرد متنفر باشد. بلکه رفتار زنی است که بین دو«عشق»، گیر افتاده. این تناقض های رفتاری شخصیت  سلما از ابتدا تا انتها باعث بلاتکلیفی مخاطب می شود. مخاطب نمی تواند او را همراهی کند.چطور می شود با زنی که بین عشق دو مرد، که یکی از آنها گذشته ی او را تباه کرده است و دیگری، کمر به قتل آینده اش بسته، مردد است، هم ذات پنداری کرد؟

نکته ی دیگر اینکه سلما خود به شرایط بد روحی طاها واقف است. اینکه شرایط روحی طاها در حدی است که قرص اعصاب مصرف می کند، رفتارهای غیرعادی از خود بروز می دهد، یا هرشب به خانه ی پدری سلما سر می زند تا مطمئن شود اتومبیلش در حیاط پارک است، چگونه می تواند ازاو گزینه ی مناسبی برای ازدواج بسازد.آن هم برای سلما که یک بار طعم شکست را به بدترین نوعش چشیده. آیا خود سلما متوجه این مساله نشده است؟حتما باید مانی از آن سر دنیا، بعد از سال ها، می آمد و این نکته را به او گوش زد می کرد؟ کاش نویسنده کمی بلوغ شخصیتی برای سلما قائل می بود.

امیر جدیدی
نقد فیلم لتیان – امیر جدیدی

بازی بازیگران

همین شخصیت پردازی اشتباه باعث شده، پری نازایزدیار نتواند یکی از آن بازی های خوبش را ارائه دهد و نقش را از آن خود کند.مریم را می توان  تنها شخصیت قابل قبول و معقول فیلمنامه دانست.به خصوص با بازی بسیارخوب ستاره پسیانی که بدون هیچ گونه اکت اضافی توانسته تمام ابعاد شخصیتی مریم را، گاهی با یک نگاه، گاهی با یک لبخند کم رنگ، گاهی بایک لحن خاص، خلق کند و به آن جان دهد.اگر لتیان ما را به یاد«درباره ی الی »می اندازد، قطعا نقش یاسی بیشترین تاثیر را در این یادآوری دارد.یاسی همان سپیده ی «درباره ی الی» است و سارا بهرامی نتوانسته چیز بیشتری به این نقش جهت تمایزش با گلشیفته فراهانی اضافه کند.و حتی انرژی و پرجنب و جوشی اولیه اش کار را بدتر کرده و این شباهت بیشتر هم شده .طاها هم که نسخه ی تشدید شده ی «یاسر»ِ عرق سرد است. به همین  دلیل شاید امیرجدیدی بدترین انتخاب برای ایفای این نقش بود آن هم با فاصله ی زمانی کمتر از یک سال.حسن معجونی اما این بار متفاوت با دیگر نقش های تکراری اش است.گرچه طنز دلنشین همیشگی اش را دارد.بازی علیرضا ثانی فر افت وخیزهای زیادی دارد.که می تواند به علت بلاتکلیفی کاراکتر مانی باشد. چرا که مانی یک گذشته ی بسیار سیاه دارد و یک زمان حال سفید.و بخش خاکستری شخصیت کاملا فید است.دلیل حضور امید هم که اصلا مشخص نیست. یا به حد کافی حضور وی در منطق درام گنجانده نشده.

حسن معجونی
حسن معجونی – نقد فیلم لتیان

طرح کلی داستان این است که زنی در موقعیت انتخاب بین عشق قدیمی و جدیدش قرار گرفته است.این طرح اولیه  ظرفیت  پردازش بسیاری بالایی دارد که متاسفانه با پرداخت سطحی نویسنده هدر شده.

اما فیلمبرداری فیلم جزو نقاط قوت کار به حساب می آید.قاب های شسته رفته و درستی ارائه شده. و خوب آنکه سعی نشده است با لنزبازی های بی ربط، کادربندی های به اصطلاح خلاقانه اما توی ذوق زن، توجه مخاطب را جلب کند.بلایی که تازه گی ها انگار می خواهد دامن بسیاری از فیلم های ایرانی را بگیرد.

ستاره پسیانی
نقد و بررسی فیلم لتیان – ستاره پسیانی
سپاس از همراهی شما! از شما دعوت می شود نقد یا نظر خود را برای فیلم لتیان در بخش نظرات این صفحه با ما و کاربران سایت در اشتراک بگذارید.

نوشته های مشابه

2 دیدگاه

    1. ممنون از نظر شما دوست عزیز.
      بله متاسفانه خیلی از فیلم های ایرانی با مشکل نقص فیلم نامه مواجه هستند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا