نقد فیلم
موضوعات داغ

نقد فیلم شنای پروانه

Butterfly Stroke - فیلمی از محمد کارت

 

فیلم شنای پروانه ، به کارگردانی محمد کارت و تهیه کنندگی رسول صدرعاملی است. این فیلم در بخش سودای سیمرغ و نگاه نوی سی و هشتمین دوره جشنواره ی فجر به نمایش درآمد. نویسندگی فیلمنامه برعهده ی محمد کارت، حسین دوماری و پدرام پورامیری بوده است.

جواد عزتی ، طناز طباطبایی ، امیر آقایی ، علی شادمان ، پانته آ بهرام ، علیرضا داوودنژاد ، مه لقا باقری، ایمان صفا، ناهید مسلمی و آبان عسگری ، گروه بازیگران این فیلم را تشکیل می دهند.

محمد کارت پیش از ساخت اولین فیلم سینمایی بلندش در زمینه ی مستند سازی چهره ی شناخته شده ای به شمار می رفت. به خصوص با دو مستند « آوانتاژ » و « خون مردگی » نام خود را در جمع مستندسازان بسیار مستعد ثبت نمود. فیلم کوتاه « بچه خور » نیر موفقیت های زیادی برایش به همراه آورد. همین امر باعث جلب توجه بسیاری به اولین ساخته ی سینمایی اش گردید. و همه مشتاق تماشای هنرنمایی او بر پرده ی نقره ای شدند. سوژه ی انتخابی کارت برای ساخت « شنای پروانه » به طور واضحی از دل ماجراجویی های او در مستندهایش بیرون آمده بود. به ویژه مستند « خون مردگی ». و این با گریم و بازی خاص امیر آقایی در کلیپی که قبل از معرفی فیلم در فضای مجازی پخش شده بود و به یکی از گنده لات های مجازی منسوب می شد، قابل پیش بینی بود.

تریلر فیلم:

 

پادکست نقد فیلم شنای پروانه با صدا و قلم وصاله لطیفی:

 

نقد و بررسی فیلم شنای پروانه

خلاصه داستان:

فیلم شنا کردن پروانه در استخر ،همسر « هاشم » ، گنده لات ِمحل، در فضای مجازی پخش شده است. پروانه به « حجت » پناه می آورد تا جلوی خون به پا کردن هاشم را بگیرد. اما فاجعه ای بزرگتری رخ می دهد. حالا حجت در صدد گرفتن انتقام از کسانی که فیلم پروانه را پخش کرده اند برمی آید.

نقد و بررسی:

« شنای پروانه » شروع مهیجی دارد. نمای زنی چادری و مضطرب در میان خیابانی شلوغ. نگاه پر از ترس او به عابرین گوشی به دست. و پس از آن آمدنش به تعمیرگاه حجت و بیان حادثه ی رخ داده؛ در همین سکانس ابتدایی مشخص می شود که فیلم شنا کردن پروانه در استخر پخش شده است. اینکه فیلمساز تصمیم گرفته ماجرا را درست بعد از پخش شدن فیلم پروانه شروع کند تصمیم درستی است. زیرا اگر قبل از آن ماجرا فیلم شروع می شد فیلمنامه دوپاره می گشت و اگر کمی دیرتر شروع می شد مخاطب با جرمی که به وقوع پیوسته و حجت که بعدأ درصدد انتقام برمی آید، چندان همراه نمی شد. در صورتی که پخش شدن فیلم های به اصطلاح ناموسی بعد از ظهور تکنولوژی های مدرن ارتباطی در جوامع سنتی و مذهبی بخش بسیار هولناک ماجرای مدرن شدن بوده است. و تبعات وحشتناکی را در پی داشته. در نتیجه موضوع مطرح شده  که به خصوص در سالهای نه چندان دور ایران یکی از اخبار پر التهاب را رقم می زد، به صورت مشخص و گذرا در ابتدای فیلم، قلاب مطمئنی برای میخکوب کردن تماشاگر خواهد بود.

حجت با پروانه همراه می شود تا شرّی را که هاشم به پا کرده بخواباند. در همین حین دومین فاجعه به دست هاشم رخ می دهد که از نظر زمانبندی فیلمنامه نسبتاً در جای درستی قرار گرفته. زیرا اگر فصل آغازین فیلم بیشتر از این طول می کشید و ناگهان روایت از پخش شدن فیلم ناموسی به قصاص تغییر می کرد همان دوپاره شدن فیلم که به آن اشاره شد رخ می داد. تغیر مسیرِ سرضرب موضوع فیلم موجب می شود فصل آغازی با همان هیجانی که شروع شد به پایان برسد.

از خلال دیالوگ پروانه که به حجت می گوید، خوش بحال آنها که از این محله رفته اند و هرچه می کشند از این محله است؛ متوجه می شویم که مشکل اصلی محله ای است که قرار است جای مناسبی برای زندگی نباشد و مهمتر آنکه قهرمان آینده ی فیلم یعنی حجت، مدتی است خودش را از این محله جدا کرده.

امیر آقایی نقد
امیر آقایی در فیلم شنای پروانه
پوستر فیلم شنای پروانه
نقد فیلم شنای پروانه – پوستر

با شرطی که « احمدآقا » برای آزاد کردن هاشم می گذارد ماجرا وارد فاز جدیدی می شود. اینجا همان جایی است که باید کارت دست مخاطب را می گرفت و می برد به آن محله ای که پاتوق گنده لات ها و مسبب این مشکلات است. اما او به جای نزدیک کردن و آشنا کردن مخاطب با آن محله، او را متصل می کند به نماهای مدیوم فوق العاده زیاد از شخصیت هایش به ویژه حجت. در صورتی که بسیار بهتر بود که مخاطب هم زمان با حجت به عمق مشکلات آن محله های لات نشین می رفت. اما تقریبأ هیچ قاب معرفی از خود محله نداریم. چیزی که اتفاقأ نقطه قوت مستندهایش بود. البته آشنایی اش با فضای جهانی که روایتش را در آن جلو می برد در بسیاری از صحنه های فیلم بارز است. ولی سعی نکرده مخاطب را نیز به بخشی از این آشنایی برساند.

این استفاده نکردن از نماهای بازتر برای ارائه ی تصویری واضح تر از محله، بعضی از صحنه های فیلم را که اتفاقأ پتانسیل نمایشی و سینمایی بالایی هم داشتند ابتر کرده. مانند صحنه ی حمله ی لات ها به خانه ی پدری هاشم و حجت که ایده ی جذابی بود برای سنگ اندازی در مسیر جست و جوی عامل انتشار فیلم توسط حجت. انتخاب کادرهای مدیوم متعدد باعث شده مخاطب احاطه ی خوبی به دعوایی که به درستی در حال پیش رفتن است نداشته باشد. و جای خالی نماهای بازتر و حتی یک نمای هوایی برای به تصویر کشیدن آن آشوب خالی است. این نکته درمورد سکانس قمارخانه و نیز سکانس گیرانداختن آدم فروش ها در جایی بیرون از شهر نیز صادق است. البته دوربین روی دست در بسیاری از صحنه ها انتخاب درستی بوده است ولی این کادرهای بسته طوری فیلم را پیش می برند که گویی تمام اتفاقات در ذهن کاراکترها در حال رخ دادن است نه در یک مکان مشخص، با متر ومعیارهای مخصوص به خود. با قوانین رایج ِ درونش.

واقعیت این است که قشر عظیمی از مردم هیچ آشنایی با فضایی که آدم های فیلم در آن شکل گرفته اند ندارند. بخصوص درباره ی فرهنگ و قراردادهای بین گنده لات ها که در مستندهای کارت به آنها پرداخته شده بود. پس در نتیجه برای همراهی بهتر با قهرمان این آشنایی لزوم بیشتری داشت.

نکته ی دیگر اینکه، قهرمان داستان یعنی حجت بنابه دلیل نامشخصی از آن محله دل کنده و رفته به جایی که شبیه اینجا نیست. ولی ما نه می دانیم حجت چرا رفته و نه می دانیم زندگی کنونی او چه تفاوتی با قبل رفتنش دارد. و میزان این تفاوت چقدر است. در صورتی که دانستن این موضوع، به بازگشت قهرمان از زندگی ایده آل تر کنونی به خاستگاه اولیه اش، برای نجات جان بردارش، شکوه بیشتری می داد و روند سفر قهرمان را کامل تر می کرد.

با این وجود فیلمنامه ی ساختارمند و ایده ی جلب توجه کننده ی «  شنای پروانه » برگ برنده ی کارت است. گرچه می توانست در فصل هایی که حجت ایستگاه به ایستگاه در محله برای جست و جو جلو می رود گره های بیشتری داشته باشد. و پیش بینی مقصر عامل انتشار را برای مخاطب سخت تر و پرتعلیق تر کند. ولی به هرحال فیلمساز ترجیح داده همچنان دنباله ی شاه پیرنگ اصلی اش را بگیرد و به انتها برساند. همین امر هم باعث به وجود آمدن صحنه ای مانند آزاد کردن آدم فروش های محل توسط حجت، آن هم به اصرار همسرش، شده. که از نظر منطق داستانی و فیلمنامه ای نسبت به سایر بخش های این تریلر نسبتأ جذاب افت واضحی داشته باشد. در چنین فیلمنامه هایی که با پیدا کردن شخص خاصی، بخش بسیار زیادی از هیجان فیلم به انتها می رسد، وجود گره افکنی ها و خرده پیرنگ های متعدد است که از افت ریتم جلوگیری می کند. و نباید محدود شود به یک سری جست و جوهای صرفأ ایستگاهی.

در مجموع سینمایی کارت ویژگی مهمی دارد و آن هم داستان گویی است. همراه با گره های حساب شده در طول روایتش.

{ نقد فیلم شنای پروانه }

نقد و بررسی فیلم شنای پروانه
نقد فیلم شنای پروانه

بازیگران

« شنای پروانه » برای جواد عزتی و امیر آقایی تجربه متفاوتی بود. هر دو نیز از پس نقش هایشان به خوبی برآمده اند. طنازطباطبایی بازی قابل قبولی با توجه به کم بودن مدت حضورش در قاب داشته است. بازی مه لقا باقری اما با وجود خوب بودن تحت الشعاع شخصیت پردازی ناقص کاراکتر قرار گرفته. زیرا افسانه مجهول ترین شخصیت فیلم است. ما هیچ پیش فرضی از او نداریم. آیا او خود نیز بزرگ شده ی آن محیط است یا برعکس از خانوده ای بالای شهری است؟ رابطه اش با پروانه چطور بوده؟ با توجه به اینکه در چند جای فیلم سعی شده ذهن مخاطب به سمت سوء ظن به افسانه منحرف شود، لزوم معرفی بهتر و بیشتر شخصیت افسانه کاملأ حس می شود. به خصوص که در صحنه ی آزاد کردن آدم فروش های محل، نقش مهمی دارد. در صورتی که تا قبل از آن ما شاهد نفوذ و سلطه ی هرچند کم ِافسانه بر روحیات و تصمیمات حجت نیستیم. در این میان بازی مهدی حسینی نیا و آبان عسگری که نسبت به بقیه کمتر نام آشنا هستند بسیار قابل قبول بود. به خصوص در دو سکانسی که در تعمیرگاه با حجت روبه رو می شوند.

طناز طباطبایی

جوایز فیلم

جشنواره و دورهجایزه و ردهبرنده
جشنواره فیلم فجر 99بهترین تیزر یا آنونس تبلیغاتیحمید نجفی‌راد
جشنواره فیلم فجر 98بهترین بازیگر نقش مکمل مردامیر آقایی
بهترین بازیگر نقش مکمل زنطناز طباطبایی
بهترین تدویناسماعیل علیزاده
بهترین صداگذاری و میکسآرش قاسمی
بهترین صدابرداریمهدی صالح‌کرمانی
بهترین فیلم از نگاه تماشاگرانرسول صدرعاملی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن مسدودکننده تبلیغات از ما حمایت کنید