نقد فیلم
موضوعات داغ

نقد فیلم تی تی

Ti Ti - فیلمی از آیدا پناهنده

 

بررسی و نقد فیلم تی تی : سینمایی « تی تی »، فیلمی به کارگردانی آیدا پناهنده و نویسندگی همسرش ارسلان امیری، که خود نیز با فیلم « زالاوا » در جشنواره یبین المللی فیلم فجر حضور داشت، محصول سال ۱۳۹۸ است. آیدا پناهنده فیلمساز، فیلمنامه نویس و تهیه کننده ی ایرانی است. در سال ۱۳۹۴ برای فیلم « ناهید » موفق یه دریافت جایزه ی آینده ی نویدبخش از جشنواره ی فیلم کن ۲۰۱۵ در بخش نوعی نگاه شد.

مضمون ِ به شدت انسانی و نگاه فوق العاده زیبای سازنده اش به دنیای کاراکترهایش، چنان قوتی دارد که نمی شود به آسانی به سراغ نواقص احتمالی فیلم رفت.

 

 

نقد و بررسی فیلم تی تی

«تی تی» در همان دقیقه ی اول، بدون معطلی مخاطب را نگران می کند. نگرانِ « ابراهیم» با بازی « پارسا پیروزفر » که یک نابغه ی فیزیک است و نگران « تی تی » با بازی « الناز شاکردوست ». اولی جانش در خطر است و دومی مادری است که قرار است فرزندش را به زن دیگری بدهد. مقدمه ای که مخاطب را هم مشتاق و هم وادار به پی گرفتن ماجرا می کند.

همسر ابراهیم دلِ خوشی از ابراهیم ندارد. و از اینکه او در لابه لای فرمول های پیچ و واپیچ فیزیک،  سرگرم نجات بشریت است دلخور است و این نگرش او به زندگی را، مسخره می داند زیرا از این طرز زندگی آسیب دیده است. اما حاضر است همه چیزش را برای نجات بشریت فدا کند. او نه پروفسور است نه دکتر نه عالم. او یک زن است. زنی عاشق که دغدغه ی ِ نجات بشریت دارد.

تا قبل از تماشای فیلم با هربار نگاه کردن به پوستر فیلم، گمان می کردم که شاید « آیدا پناهنده » در انتخاب بازیگر چندان درست عمل نکرده است. ولی در همان سکانس های ابتدایی تمام تصوراتم دور ریخته شد و با کاراکتر دوست داشتنی و دلنشین « تی تی » همراه شدم.

بررسی و نقد فیلم تیتی
ti ti movie review – Ida Panahandeh

تو داری به بشریت خدمت می کنی « تی تی » ! قدر خودتو بدون

ابراهیم در حال ثابت کردن خطر احتمالی ِ یک سیاهچاله ی فضایی برای حیات بشریت است. همین باعث شده از زن و فرزند و از دنیای اطرافش دور بیفتد. ابراهیم نماد انسانهایی است که چنان نگران اتفاقات آینده و حساب و کتاب، برای جلوگیری از آن وقایع بدند که فراموش کرده اند جهان پیرامون خود را ببینند. آنها با شعار نجات بشریت چشم به انتهای بی کران ها دارند، اما بشریت در کنار آنهاست. بشریت زنی است که درهمراه او زیر یک سقف زندگی می کند، اما تنهاست. بشریت آن دختر بچه ای است که لباس پرستاره بر تن دارد و نفسش به نفس پدر بند است. این مغز ابراهیم نیست که تومور دارد. طرز تفکر او و زاویه ی دیدش به دنیا بیمار شده. چرا که از متن و جریان زندگی واقعی و زیبایی های آن دور افتاده و تنها چشم دوخته به عمق تاریکی سیاهچاله ای با سرنوشتی نه چندان معلوم. تی تی با حضورش در زندگی ابراهیم، دست او را می گیرد و می بردش به عمق موج های پرتلاطم زندگی. می بردش به متن بشریت.

جایی که عشق معنا دارد. جایی که انسان ها عاشق زایش اند. جایی که آدم ها تکاپو دارند و برای زنده بودن تلاش می کنند و گاهی تقاص سنگینی بابت این زنده بودن می دهند. حالا ابراهیم به ناچار وارد بازی می شود که در آن ناگزیر است از دالان ها و کوچه پس کوچه های زندگی عبور کند تا به گم شده اش برسد و در نهایت بفهمد که گم شده اش در آن کاغذ ها و در آن سوی کهکشان ها نیست. او زنی را می یابد که از بزرگترین حس دنیا، یعنی حس مادرانگی اش برای کمک به دیگران مایه می گذارد. البته نه اینکه ابراهیم از اخلاقیات دور افتاده باشد. اتفاقاً او نیز به فکر نجات دیگران است، فقط آدرس را اشتباهی رفته. « تی تی » می آید و می شود فانوس ساحلی که کشتی ابراهیم در امواجش سرگردان گشته.

پارسا پیروزفر - نقد فیلم تیتی
تحلیل ، بررسی و نقد فیلم تیتی – پارسا پیروزفر

تو دنیا میلیون میلیون زن هست اینطوری…

ابراهیم که همان شاخه ی دانش از درخت زندگی است، گمان می کند که تنها یک « مریم مقدس » در دنیا وجود داشته. چون تنها نام او در لابه لای صفحات تاریخ ثبت شده…

 

– تی تی: اونطوری نگام نکنا، من دست مرد بهم نخورده حامله شدم.

– ابراهیم: چطوری یعنی؟

– تی تی: شما دانشمندی واقعا؟! نه جان من؟ نشنیدی تا حالا زن بدون مثلاً، مرد، حامله بشه؟

– ابراهیم: چرا! دو هزار سال پیش یه زنی بوده که مثل تو همینطوری…

– تی تی: یه زن بوده؟! بیا صدتاشو خودم نشونت بدم! پُرَن. تو دنیا میلیون میلیون زن هست اینطوری؛ دوهزارسال از دنیا عقبیا…

” نقد فیلم تی تی “

 

این طرز انتقال مفهوم از خلال دیالوگ ها در تمام طول فیلم، یکی از اصلی ترین نقاط قوت فیلمنامه به شمار می آید و دیالوگ ها به خوبی از شعارزدگی دور شده اند.

در فصل های آغازین، مخاطب تا حدود زیادی با شخصیت ابراهیم و تی تی آشنا شده. و حالا نوبت حضور سومین شخصیت مثلث عشقی  فیلم یعنی « امیرساسان » با بازی درخشان « هوتن شکیبا » است. تعلیقی به جا و به اندازه برای معرفی امیرساسان به مخاطب. این تعلیق باعث شده تماشاگر دچار سردرگمی بین شناخت هم زمان سه کاراکتر  اصلی فیلم نشود.

در همان نماهای اول ِ حضور امیرساسان ویژگی های مهم شخصیتی او مشخص می شود. مست و لاابالی و سرگردان در میان جمع. امیرساسان و تی تی عاشق همند. اما امیرساسان گرفتاری های اخلاقی دارد که اختیار داشتن یک رابطه ی شریف را از او صلب کرده اند. او به خیال خود به تی تی لطف می کند. در حالیکه هرچه پیش می رویم بیشتر متوجه می شویم که این بال های مهربانی وعشق ِ تی تی است که بر سر امیرساسان باز شده. بالهایی آنقدر وسیع، که توانایی پناه دادن به هر گم گشته ای را دارند. اما امیرساسان که بصیرت لازم برای دیدن عظمت تی تی را ندارد او را به حراج گذاشته. و تنها زمانی که پای رقیب به میان کشیده می شود به خود می آید. او باید از دست دادن تی تی را تجربه می کرد آن هم زمانی که گمان می کرد کسی طالب ِ تی تی که با کولی ها بزرگ شده و ظاهراً خل وضع است، نیست. از دست دادن گاهی غنیمت بزرگی است!

هوتن شکیبا
هوتن شکیبا در فیلم تی تی

میلیون میلیون سیاه چاله

« تی تی » انگار تنها بازمانده ی قافله ی عشق است. تنها کسی که می داند عشق در« فناشدن » است که معنا می یابد. تنها کسی هنوز به یادش هست، عشق سوختن ِ بی صدای پروانه است در شعله های شمع. چه فرق دارد معشوق که مردی دائم الخمر باشد، بی سواد باشد، دانشمند باشد یا « تمام ِ بشریت »؟! پنجاه درصد او حل است!

عشق ِ تی تی، سوی چشمان ابراهیم را از عمق تاریکی سیاهچاله ای که به آن زل زده بود جدا کرد و به سیاهچاله ای که در درون رحم ِ مادری بی فرزند شکل گرفته بود خیره کرد. تا ابراهیم بفهمد میلیون میلیون سیاهچاله، که در حال بلعیدن فرشتگانی چون « تی تی » اند روی زمین در حال شگل گیری اند.

از فیلمنامه ی غنی فیلم که بگذریم می رسیم به اینکه آیا پناهنده در به تصویر کشیدن این مفاهیم نیز به اندازه ی مطرح کردن آن ها موفق بوده یا خیر. فیلمنامه تی تی اگر یک ایراد اساسی داشته باشد آن هم نداشتن انسجام است. اتفاقی که در دو فیلم قبلی « ناهید » و « اسرافیل » کم رنگ تر بود. واقعیت این است که فیلم نیازی به استفاده از آن همه اکستریم کلوز آپ های متعدد به خصوص در ابتدای فیلم ندارد. حتی قاب هایی  با لنز واید که  گاهی با تی تی همراه می شوند نیز در خدمت روایت نیست. برخلاف موسیقی که به هیچ وجه از فیلم بیرون نمی زند و تنها برای انتقال حس و حال رمانتیک فیلم به کار گرفته شده. البته که تمام این ها پشت مضمون زیبای فیلم و بازی بسیار زیبای بازیگران پنهان می شود و فیلم با موفقیت رسالتش را به پایان می رساند.

در کنار ساحلی قدم می‌زد که میلیون‌ها صدف زنده در آن افتاده بود…
او هر صدف را برمی‌داشت و دوباره به دریا پرتاب می‌کرد…
دوستش به او گفت که وقتی میلیون‌ها صدف در این ساحل ریخته است، تو هرگز نمی‌توانی همه ی صدف‌ها را نجات بدهی، این کارت بیهوده است!
او در حالی که صدفی را به دریا پرتاب می‌کرد، گفت: اما برای این صدف بیهوده نیست…

مطالعه ی بیشتر:

پارسا پیروزفر - آیدا پناهنده - تیتی
پارسا پیروزفر در مقابل دوربین آیدا پناهنده
فیلم تی تی
هوتن شکیبا – الناز شاکردوست

جوایز و افتخارت فیلم:

جایزه ( جشنواره فجر 99 )نامزد / برندهنتیجه
سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامهآیدا پناهنده و ارسلان امیرینامزدشده
سیمرغ بلورین بهترین فیلم‌برداریفرشاد محمدینامزدشده
سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متنعلیرضا افکارینامزدشده
سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگرانابراهیم اصغریفیلم پنجم

معرفی و نقد فیلم تی تی در دیگر رسانه ها:

فیلیمو شات ویکی پدیا سلام سینما

امیدوارم از مقاله ی نقد و بررسی فیلم تی تی لذت برده باشید. – وصاله لطیفی

نوشته های مشابه

2 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن مسدودکننده تبلیغات از ما حمایت کنید